International Green Guides of Iran

                                Under the license of "Tourguides Association of Fars Province"

                                Shiraz, Fars Prov., Iran

 

                                            

 
 

 توسعه صنعت گردشگری، سرآغاز توسعه پایدار در ایران 1400

 

 

فارس و شیراز در زمانه ایلخانان

 

سرزمین پارس وپایگاه آن شیرازهمزمان با یورش چنگیز و پسرانش دردست اتابکان فارس مشهوربه سلغری بود درایتی که این خانواده درابتدانشان دادند موجب آن شد که سرزمین پارس  کمترازسم ستوران مغول آسیب ببیند.وازهمین راه دادن خراج وایل شدن حتی توانستند خدمتی بزرگ به ایران ایرانی وزبان پارسی کنند.  سعدی میگوید:                                       

سکندربه دیوارروئین وسنگ                   بکردازجهان راه یاجوج تنگ

نه روئین چو دیواراسکندراست                ترا سد یاجوج کفراز زرست 

 

 

با تشکر از خانم فریدی برای ارسال این مقاله

بقیه در ادامه مطلب .......

 

 

بنای اولیه دروازه قرآن

 

 

 

ارگ کریمخان سال ١٢٨٠


سرزمین پارس وپایگاه آن شیرازهمزمان با یورش چنگیز و پسرانش دردست اتابکان فارس مشهوربه سلغری بود درایتی که این خانواده درابتدانشان دادند موجب آن شد که سرزمین پارس  کمترازسم ستوران مغول آسیب ببیند.وازهمین راه دادن خراج وایل شدن حتی توانستند خدمتی بزرگ به ایران ایرانی وزبان پارسی کنند.  سعدی میگوید:                                       

سکندربه دیوارروئین وسنگ                            بکردازجهان راه یاجوج تنگ

نه روئین چو دیواراسکندراست                        ترا سد یاجوج کفراززرست                   

اما داستان پارسیان ورویاروئی بامغول نه باچنگیز که باجلال الدین منکبرنی سلطان خوارزمشاهی آغازمیشود.حدودسال619  بود که سلطان جلال الدین ازسمت کرمان به شیرازآمد.حدود3سال پیش ازاین چنگیزیورش خودراشروع کرده بود وسالی پیش نیزحدود618سلطان درگیریهائی بامغول داشت. تنگی میان لرستان (احتمالاچهارمحال امروز) وفارس وجود داشت که یکی ازچهاربهشت گمشده بوده است. دراین مکان بودکه یک درگیری قراربود اتفاق بیفتد اما مسیرتاریخ دیگرگونه شد. برای جلوگیری ازحمله مغولها اتابک نصره الدین اتابک لربزرگ که به احتمال سروسری  با اتابک فارس داشت پیشنهاد کرد لشکری صدهزارنفره پیاده نظام ازفارس ولرستان آنجا مستقرشوند.اماچون سلطان به دلیل روابط گفته شده دربالابه اوشک داشت نپذیرفت وازقلعه فرزین حرکت نکرد. نتیجه آنکه مغولان به سمت تهران و ری رفته وغارت کردند.

واقعه ای دیگربرای ایالت فارس درراه بود.چنانکه گفته شد حدود سال619سلطان به شیرازآمد درهمین زمان خبررسید برادرش سلطان رکن الدین غورسانجی به عراق رفته وبعدا دراصفهان محله جوباره را گرفته وقاضی رکن الدین مسعودخجندی راگرفتارکرده است .نقش اتابک سلغری فارس دراینجا آشکاراست قاضی به شیرازرفت درپناه اتابک قرارگرفت وباهم باغیاث الدین برادردیگرهمدست شدند وحمایت خلیفه عباسی راگرفتند.پس بنابراین سلطان جلال الدین بازهم کاری ازپیش نبرد. امامیبینیم که چگونه سرنوشت دیگرگونه میشود.تاسال621که دوسال پس ازاین پیشامدبود-سلطان جلال الدین درفارس دوبارکروفری داشت .دراین سال به این سرزمین بازگشت تاشایدبتوانداتابک سعد رابرکناروازفارس بیرون کند تاحدودی هم موفق شد.اتابک به قلعه استخررفت وسال بعدجلال الدین خوارزمشاه شیرازراگرفت وبه دنبال آن دیگرشهرهای فارس رانیزضمیمه قلمرو خودکرد. 

به  دلیل جریانی که دربالانوشتم اتابک سعد هنوزازجلال الدین ناخرسند بود پس میبینیم که درزمان ورودغیاث الدین پسرش سلغرشاه رابه پیشوازش میفرستد ناگهان خیانت غیاث الدین آشکارگردید ومشخص شد که دراین میانه قاضی رکن الدین که اکنون به اصفهان بازگشته بودهمدست غیاث الدین بوده است . به دنبال این جریان درهمین سال سلطان جلال الدین عزم شیرازکرد این بارازاواستقبال شدواتابک دخترش رابه همسری او داد وپسرش ابوبکرکه بعدهاجانشین اوشد به امرسلطان اززندان آزادگردید.جلال الدین چیزی حدود دوماه درشیرازماند واین همسرش راتازمان قتل همراه داشته .

22رمضان 625بود ودربعضی منابع 25 رمضان آمده برابربا25 اوت 1228(4شهریور). درمیانه راه اصفهان تهران (ری) درناحیه مرزفارس-لرستان میان مغول وجلال الدین نبردی درگرفت .سلطان باخیانت فرماندهانش جهان پهلوان ایلچی وغیاث الدین روبروشد واگرچه مقاومت کردند اماسرانجام سپاه جلال الدین ازهم گسست وازجمله عده ای به فارس گریختند .

چندسال پس ازاین ماجرا- سال634- سپاه مغول به سمت بغدادبرگشت وسپاه خلیفه درخانقین شکست خورد وپس ازآن بودشکست ارمنستان ازپی آمد ودرنتیجه فارس که موقعیت خودرادرخطرمیدید خراجگذارمغول شد.هم دراین سال بود که به جزفارس کرمان وتبریزبقیه نقاط غارت شدند. جایگاه اتابک سلغری فارس تا آنجا پیش رفت که درقوریلتای سال644که برای انتخاب گیوک درمغولستان تشکیل شدشرکت کرد . 

سال 643بغداد تصرف شد درهمین سال هولاکوبا یک لشکرکلان به ایران آمدهمدان راگرفت دراین سفرجنگی اتابک ابوبکرسعد - اتابک سلغری فارس- ازجمله همراهان اوبود.  29رجب656/12ژوئیه1258 /21 تیر- هولاکو درمراغه بود درهمین زمان اتابک ابوبکرسعد پیش او رفت تا فتح اورا تهنیت بگوید (احتمالافتح دوباره بغدادبوده است)   برخلاف تصورعامه فارس آنچنان نیزدورازستورمغولان نبوده .ابوبکراتابک سعد حدود سال658 قمری ازدنیا رفت اماپس ازاوجانشینانش چندان مغول راپاس نداشتند.اتابک سلجوقشاه سومین جانشین اوبود وسرخودسری داشت ورفتاری ازخودش نشان داد که خشم مغول رابرانگیخت وباعث دخالت سپاه مغول درفارس شد.طی درگیری که بین دوسپاه انجام شد وجای درگیری به احتمال دشت ارژن بوده است اتابک شکست خورده به کازرون گریخت وتاج وتخت پارس ازطرف هولاکو به آبش خاتون  نوه ابوبکرسعد داده شد و او که بعدها به ازدواج منگوتیمورپسرهولاکو درآمد آخرین حاکم سلغری فارس بود. 

سال661بود که برکای هولاکو راشکست داد وقبل ازاینکه هولاکوتلافی کند خبررسید که قوبلای قاآن به سلطنت رسیده پس چون وقت تنگ بود هولاکوایران رامیان فرماندهان وپسرانش تقسیم کردوفارس به امیرانکیاتو رسید.  

دوسال بعد اباقاخان ایلخان ایران شد وحکومت فارس رابه سونجاق نویان سپرد. این سونجاق نویان آنقدرقدرت داشت که ازطرف خودش عطاملک جوینی رابه حکومت بغداد ابقاع کند وحتی بعدها ازاوچشمه های دیگری میبینیم. درزمان سلطان احمدتگودارارغون - برادرزاده سلطان- دوباره تقاضای حکومت فارس راکرد.چنانکه پیشتردیدیم این ناحیه ازطرف توراکینا خاتون به او واگذارشده بود. اماسلطان  پاسخ این کاررابه تشکیل قوریلتا سپرد وهمین مسئله باعث وقوع توطئه ای که برادرسلطان  قونغوتای وارغون  درآن دست داشتند شد ودراین میانه  قونغوتای کشته شد وسرانجام خواهیم دیداین رویدادازجمله جرقه هائی برای رسیدن ارغون به حکومت شد . 

خواجه شمس الدین صاحب دیوان درسال683به قتل رسیده بود درهمین سال یک قوریلتا درناحیه بین سراب اردبیل وصائین قلعه تشکیل شد وسپس ارغون به تبریزآمد ودراینجا بودکه  آبش خاتون رامحاکمه کرد.                                             

درهمین روزها کسی به نام صدرالدین احمد زنجانی نایب الحکومه طغاجارنویان درفارس بود.این شخص بعدهاصاحب دیوان کل ممالک و وزیرگیخاتو شد که نشانگراهمیت حکومت ایالت پارس دراین روزگاراست.امیر بوقابقایای اموال حکومت طغاجارنویان درفارس را ازاوخواست اما این اموال به اوداده نشد وسرهمین مسئله اصطکاکی پیش آمد.                                                                                                        سعدالدوله یهود به همین دلیل به وزارت رسیدوباعث تنش میان مسلمانان درباری و بوقا وبرادرش(آروق) شد ازسویی ارغون نیزبه اومظنون بود.درمجلس شرابی که برگذارشد درگیری ای درگرفت وارغون جانب بوقارانگه نداشت وبازهمین باعث شدکه حسام الدین قزوینی نایب بوقادرفارس به پرداخت یکصدوپنجاه تومان محکوم شود این امربه کلی بوقارا ازاعتبارانداخت وسرانجام گردن زده شد. سعدالدوله بنا داشت کعبه را بتخانه کند نامه هایی به اعراب یهود عربستان نوشت وپس ازانجام آمادگی های لازم نجیب الدین کحال یهودی رابه خراسان وشمس الدوله رابه شیرازفرستاد.اوماموربود تا 17 نفری راکه مانع این کاربودندبکشد.

 ادامه دارد .....

 

  
   

   آخرین یادداشت ها

 

تصاوير ماه

 

 

 

 

 

 

 

All rights Reserved to www.Greenguideds.persianblog.ir